‏نمایش پست‌ها با برچسب روشنفکری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روشنفکری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

برای صلح

هیاهو که زیاد شود دلت می گیرد
احساس می کنی چقدر فاصله ست و چقدر همین فاصله ها مکررا سراغت را می گیرند

کاش بشود از اهرم های مشترک غیرسیاسی، همین فعالین اجتماعی و قلم بدست خودمان و عربها کمک گرفت و کاری کرد

کاری که سیاسون نمی خواهند یا منافع ایجاب می کند که نخواهند

قطع رابطه خوب نیست و دیر یا زود که احساسات فرونشست ، دود مشکلات عدیده اش سمت چشم های همه خواهد رفت - خشک و تر هم سرش نمی شود -

طرح خامی در ذهن من نقش بسته که فرصت باشد مطرحش می کنم ولی دوست دارم نظرتان را بشنوم

هیچ اطلاعی هم از حرکت مشابه احتمالی که منجر به حرکتی شده باشد ندارم لذا امیدوارم اگر برای اولین بار هم که باشد ، اهرم موثری بشود تراشید


پیشنهاد یک خطی من این است : مشارکت فعالین ایرانی و عرب بعنوان یک اهرم موثربرای هر آن چیزی که ما را از شرایط قهرآمیز فعلی جدا کند

۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

یک عذرخواهی از آقای زیبا کلام



اولین و آخرین باری که آقای زیباکلام را دیدم مصادف بود با تنها سه شنبه ای که با هزار مصیبت توانستم سرکلاس های درس استاد شفیعی کدکنی عزیز حاضر شوم. از مقابل دانشکده ی علوم سیاسی می گذشتیم که یکباره زیباکلام را دیدم که با چند کتاب قطور در دست درحال خروج است. یادم هست تک تک ثانیه های آن لحظه ی کوتاهی را که با نگاه زیرزیرکی م دنبالش کردم تا پشت سرم قرار گرفت.

آن روزها بحث مدعیات زیباکلام در مناظره های با موضوع نفت در شبکه ی 4 حسابی داغ بود. شده بود تنها مخالف ایدولوژی و استنباط حاکمیت و اکثریت فهم عمومی جامعه. قائل بود به اینکه رضاخان هم فایده های قابل توجهی برای کشور داشته و صریحا روی مواضعش ایستادگی می کرد. یادم هست که بعد این ملاقات غیرمستقیم و کوتاه ، ذهنم درگیر همین مسائل شد.
من اما ذهنم درگیر برچسب های سفید و سیاه بود و در سیطره ی تاریخی که خوانده بودم و هنوز سونامی بینش شکاک و خاکستری به این قسمت از داشته های ذهنم نرسیده بود. همسو و همراه جریانی بودم که اکثریت قریب به اتفاق افکار عمومی و حاکمیت را در بر داشت و براحتی هرچه تمام تر قضاوت می کردم و برچسب سیاه می زدم بر گفته ها و ادعاهای زیباکلام هرچند که اذیتم می کردند و قلقلکم می دادند فکت های تاریخی که ارائه میکرد اما خب توجیه گر قابل تری از حالایم بودم آن روزها

هر چه که گذشت زیباکلام شخصیت قابل احترام تری برایم شد و این همزمان بود به رسیدن سونامی که آرامش خاطر را برای همیشه از ذهنم ، با خودش برد.

تا همین حالا که زیباکلام یکه و تنها جور انفعال جریان غرغرو ی روشنفکری ایران را می کشد و فعال تر از همیشه شده در عین حالی که از صراحت گفتارش لحظه ای کم نشده است.

تا همین حالا که شده وجدان بیدار روشنفکری

تا همین حالا که یک عذرخواهی بزرگ به او بدهکارم.

دیدن این لینک را صمیمانه به شما پیشنهاد می کنم و همینطور مراجعه ی توامان به سایت رسمی دکتر زیباکلام را