‏نمایش پست‌ها با برچسب جامعه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جامعه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۲۲, شنبه

برخورد هوشمندانه

وقتی قول و فعل کسی پست و نفرت انگیز باشد حتما که مشتاق به جنجال آفرینی است و بیشتر دیده شدن یا بخوانید فریاد زدن اینکه شما را بخدا مرا از یاد نبرید حتی به پستی و رذالت !
نمی شود که ساکت بماند
هرچه بیشتر زخم بخورد و به فراموشی سپرده شود جری تر می شود
بنظر من نیاز به دیده شدن و حرفش بر سر زبان ها افتادن، یکی از نهادی ترین نیت های کسی است که شرحش رفت
به قول دوست عزیزی هر چقدر کمتر بخوانیم و بگذاریم دیده شود - هر چه بیشتر مانع دیده شدنش شویم درست تر و موثرتر رفتار کردیم
و این حتما در این عصر خبرهای جنجالی بی سر و ته و بی منبع موثق و بی افسار ! ، دقیقا وظیفه ی فعالین تاثیر گذار شبکه های اجتماعی است
که بقول توئیتری ها نگذارند هر چیزی و هر حرفی ترند شود
فقط باید احتمالا یکجای پرتی ذخیره اش کرد برای روز مبادا
روزی که تصمیمش ورود به هر قسمتی از سرنوشت فردی و اجتماعی مان باشد
شاید آن روز به دردی خورد در دادگاه وجدان ها

۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

یک عذرخواهی از آقای زیبا کلام



اولین و آخرین باری که آقای زیباکلام را دیدم مصادف بود با تنها سه شنبه ای که با هزار مصیبت توانستم سرکلاس های درس استاد شفیعی کدکنی عزیز حاضر شوم. از مقابل دانشکده ی علوم سیاسی می گذشتیم که یکباره زیباکلام را دیدم که با چند کتاب قطور در دست درحال خروج است. یادم هست تک تک ثانیه های آن لحظه ی کوتاهی را که با نگاه زیرزیرکی م دنبالش کردم تا پشت سرم قرار گرفت.

آن روزها بحث مدعیات زیباکلام در مناظره های با موضوع نفت در شبکه ی 4 حسابی داغ بود. شده بود تنها مخالف ایدولوژی و استنباط حاکمیت و اکثریت فهم عمومی جامعه. قائل بود به اینکه رضاخان هم فایده های قابل توجهی برای کشور داشته و صریحا روی مواضعش ایستادگی می کرد. یادم هست که بعد این ملاقات غیرمستقیم و کوتاه ، ذهنم درگیر همین مسائل شد.
من اما ذهنم درگیر برچسب های سفید و سیاه بود و در سیطره ی تاریخی که خوانده بودم و هنوز سونامی بینش شکاک و خاکستری به این قسمت از داشته های ذهنم نرسیده بود. همسو و همراه جریانی بودم که اکثریت قریب به اتفاق افکار عمومی و حاکمیت را در بر داشت و براحتی هرچه تمام تر قضاوت می کردم و برچسب سیاه می زدم بر گفته ها و ادعاهای زیباکلام هرچند که اذیتم می کردند و قلقلکم می دادند فکت های تاریخی که ارائه میکرد اما خب توجیه گر قابل تری از حالایم بودم آن روزها

هر چه که گذشت زیباکلام شخصیت قابل احترام تری برایم شد و این همزمان بود به رسیدن سونامی که آرامش خاطر را برای همیشه از ذهنم ، با خودش برد.

تا همین حالا که زیباکلام یکه و تنها جور انفعال جریان غرغرو ی روشنفکری ایران را می کشد و فعال تر از همیشه شده در عین حالی که از صراحت گفتارش لحظه ای کم نشده است.

تا همین حالا که شده وجدان بیدار روشنفکری

تا همین حالا که یک عذرخواهی بزرگ به او بدهکارم.

دیدن این لینک را صمیمانه به شما پیشنهاد می کنم و همینطور مراجعه ی توامان به سایت رسمی دکتر زیباکلام را